اصن میشنوی صدامو؟؟؟
اون داره میره...بدووون من!!!
داره عروس میشه...
داره عزیز میشه واسه یکی جز من...
یکی داره واسش عزیز میشه جز من...
به چیه زندگیم دل خوش کنم آخه؟؟؟
نمیخام از هم جدا شن...
ولی اینطوری...انگار روح من داره از بدنم جدا میشه
چقد خستم این روزا
نای نفس کشیدنم ندارم دیگه...
عشق من دیگه حرف دل رفیقشو نمیفهمه...یا میفهمه و نمیخاد گوش کنه
شایدم نمیتونه گوش کنه
بهرحال این حق اونه
حقشه که انتخاب کنه...
و بازم مثل همیشه!!!!
تنهایی سهم منه!
برچسب: دلنوشته,
نویسنده: طاها حسینی